غلامحسين افضل الملك

16

سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )

شب پنج‌شنبه نهم از قشلاق حركت كرده به طرف منزل « ده‌نمك » روانه شديم . مسافت راه امشب شش فرسخ است هنوز يك فرسخ طى نكرده در طرف راست جاده دو قريه است كه نام يكى از آنها « چارقشلاق » است . در سر يك فرسخى دست چپ در كنار جاده قهوه‌خانه‌ايست كه در پشت قهوه‌خانه قريه‌ايست كه اسم قديم [ آن ] « آتش‌گاه » بوده است و كنون « اميرآباد » ش گويند . بين راه در اطراف جاده قريه‌هاست كه در شب تحقيق اسامى آنها كردن بسى اشكال دارد . در سر دو فرسخى قريهء « ارادان » است كه پايتخت « * » بلوك‌خوار است . حاكم در اين‌جا منزل دارد . كاروانسرائى در اينجا هست كه تجّار و كسبه در حجرات آن منزل دارند . يك دكان بلورفروشى مختصر در اينجاست عطار و بنك‌دار معتبر دارد . در خارج از كاروانسرا ده باب دكان است كه دو باب آن مخصوص آهنگرى است خانهء حاكم بالاى تپهء بلندى است كه سابقا در روى اين تپه قلعهء معتبرى بوده و سه طبقه داشته است لكن بناهاى قديم آن را خراب كرده كنون بعضى بناهاى جديد در روى آن كرده‌اند . حاكم جناب « احتشام الممالك » كه از طايفهء البرزيهاست كه خانواده ايشان در تهران است . خلاصه ارادان بسيار ده آبادى است قهوه‌خانهء داير و خانوار بسيار دارد . تلگراف‌خانه هم در اينجا هست . جنب ارادان طرف دست چپ در پاى كوه دهى در كمال آبادى است كه اسم آن « علىآباد » است . از ارادان كه نيم فرسنگ حركت كنى قريهء « پاده » ديده مىشود كه آبادانى خوب دارد . در ميان پاده تپهء بزرگى است كه سابقا مثل « لاسجرد » در روى آن تپه قلعه [ اى ] بوده كه سه طبقه داشته و درهاى غرفه‌ها از بيرون باز ميشده است اهالى در آنجا منزل داشته و از تاخت و تاز دزدان تركمانان محفوظ باشند . در اين اواخر كه امنيت حاصل گشت و تركمان تأديب يافت ديگر اهالى محتاج به آن بناى تنگ و خفه نبوده ، تير اطاقها را كشيده در وسط آبادى منزل كردند ، كنون در روى آن تپه بنائى نيست ولى خود تپه

--> ( * ) اين كلمه به مسامحه به كار رفته و جز براى يك كشور صحيح نيست بجاى آن « حاكم‌نشين » و امروز « مركز » مىگويند .